X
تبلیغات
دهکده - نقد فیلم اخراجی ها
ارتباطات،روزنامه نگاری


 اخراجي‌ها اولين اثر بلند مسعودده‌نمكي درعرصه سينما که ركورد فروش ديگر فيلم‌های پرفروش را در سينمای ايران پشت‌سر گذاشت در حالی با استقبال عمومی مواجه شد که نتوانسته بود در جشنواره فیلم فجر موفقیتی کسب کند.
مسعودده‌نمكي كه در سال های گذشته با حضور در نشریات منتصب به گروه های تندرو شناخته شده بود در پرونده هنري خود دو اثر مستند فقر و فحشا و كدام استقلال؟ كدام پيروزي؟ را دارا بوده و با جنجالي كه در اختتاميه جشنواره فيلم فجر به پا كرد، نشان داد در عرصه سينما هم مانند عرصه سياست بسيار پر سرو صداست.
داستان فیلم اخراجی ها بدین گونه است که  مجيد از خلافكارهاي يكي از محله هاي تهران، عاشق دختر ميرزا (يك گيوه‌دوز عارف) می شود و شرط ازدواج او سربه راه شدن است. مجيد براي رسيدن به نرگس دست به دروغ و كلك مي زند اما نقشه اش افشا مي شود. مجيد در سرراه خود احساس مي كند كه رقيبي وجود دارد كه از بچه هاي جبهه اي است و براي اينكه از او عقب نيفتد، با نوچه هاي خود راهي جبهه مي شود تا اينكه در محیط جبهه تحولی در آنان ایجاد می شود  و باقی ماجرا....
ده نمكي در این فیلم  اين تفكر را كه تمام رزمندگان فرشتگاني هستند كه از آسمان نازل شده‌اند را به شدت محكوم مي‌كند و با چاشني طنز بيننده را با فضايي جديد و نگاهي نو نسبت به هويت جنگ مواجه مي‌سازد. او قصد دارد با ورود شخصيت‌هاي جاهل مسلك خود به فضاي جنگ، سير تحول آن‌ها را تحت تاثير نيروي معنوي جنگ نشان دهد.
سابقه ورود طنز به سينماي دفاع مقدس به اثر كمال تبريزي يعني ليلي با من است برمي‌گردد. که بازي توانمندانه پرويز پرستويي آن را به عنوان اثري تاثيرگذار و ماندگار در اين ژانر کرد و ده نمكي نيز آمده بود تا با استفاده از طنز،‌حرف‌هاي خود را به مخاطبان بزند و زواياي پنهان جنگ را به آن‌ها نشان دهد ولي با غفلت در كنترل مفاهيم و ديالوگ‌ها و طنززدگي كلامي باعث شد تا بيننده نسبت هدف كارگردان، نگاهي متفاوت داشته باشد.
وی در بسیاری از مواقع دچار سطحي‌نگري شده است وبا وجود تلاش براي ترسيم تحول در فيلم،‌ تحول شخصيت‌ها بسيار كليشه‌اي و باور ناپذير است در حالي كه بيننده در بيش از دو سوم فيلم، سرگرم مزه پراني و شيرين كاري شخصيت‌هاي اصلي فيلم است ، كارگردان در يك سوم پاياني ناچار است هر جور كه شده اين تحول را نشان دهد و قصه را تمام كند آن هم به ساده‌ترين شكل ممکن.
 در اخراجي‌ها شخصيت‌ها مجبورند به سرعت متحول شوند و اين رستگاري در چند ثانيه اتفاق مي‌افتد.در آثار هنري وقتي عرفي شكسته مي‌شود بزرگ‌ترين خطر،‌خطر اغراق است كه اخراجي‌ها با توجه به كم تجربگي كارگردان در عرصه سينما، از آن مصون نيست.‌ مرگ اغراق آميز شخصيت مجيد سوزوكي كه قمه را براي مقابله با تانك انتخاب كرده بود، غلو در لودگي و لم دادن اخراجي‌ها روي تانك و سيگار كشيدن در هنگام سخنراني فرمانده در شب عمليات و....، نگاه اغراق آميز نويسنده را نشان مي‌دهد و نحوه بازي بازيگران، نشان مي‌دهد که كارگردان كوچك‌ترين تلاشي در جهت شخصيت‌سازي جديد براي آن‌ها انجام نداده است و آن‌ها نقش‌هاي آزموده و تكراري خود را ايفا مي‌كنند.
اين فيلم همچنین به لحاظ زمان بندى و مكان مندى داراى ابهام هايى بوده است. به طور مثال اين چند نفر تا پايان لباس رزم نپوشيدند يا دست كم لباس مرتب نپوشيدند و حتى شب عمليات كماكان روى تانك نشسته بودند، در صورتى كه همه مى دانيم افرادى كه در آموزش به سر مى برند بايد از فرمانده آن محل و قوانين آنجا تبعيت كنند كه در فيلم اين مورد اصلاً رعايت نشده بود.
در سكانس پايانى فيلم نیز تانك ها به يك بيمارستان صحرايى وارد شده بودند. اين سؤال در مورد زمانمندى و مكان مندى پيش مى آيد كه اگر اين گروه وارد خط مقدم شده اند و از ميدان مين هم گذشته اند پس آن بيمارستان كه بيشتر به بيمارستان هاى صحرايى پشت جبهه شبيه است با آن تعداد نيرو در آنجا چه مى كند؟ در واقع اين سكانس با اين لوكيشن در اين فيلم ضرورتى اين گونه ندارد. شهيد شدن مجيد مى توانست در فضايى واقعى تر و به دور از مبالغه ايجاد شود. در خط مقدم كه چنين امكانات اين گونه بيمارستانى با اين تعداد نيرو چندان قابل قبول نيست.
نکته دیگرحضور چهره‌هاي نامي سينماي ايران در اين فيلم است. بازيگراني كه هر يك به تنهايي توانايي فتح گيشه‌ها را دارند وجود هنرمندان صاحب‌نام و توانمندى همچون اکبر عبدي، امين حيايي، کامبيز ديرباز و محمدرضا شريفى‌نيا، تاثير شايسته و مناسبى در جذب مخاطب دارند وکارگردان نيز ضمن همسويى با تهيه کننده، تعمدا چنين گزينش‌هايى را به عمل آورده تا فيلم او با انبوه مخاطب مواجه شود و مسير پرسنگلاخ‌اش در ساخت فيلم بعدى هموارتر گردد.
ده نمكي که این روزها انتقادها از فیلم خود را با فروش بالا و استقبال مردم پاسخ می دهد در زمان اكران فيلم آژانس شيشه‌اي روي جلد نشريه شلمچه نوشت، آژانس گيشه‌اي!
 با تمام این موارد بايد پذيرفت اين اثر در حد اثر اولى يك كارگردان قابل توجه است. به اين معنا كه مسعود ده نمكى هم مانند هر انسان ديگر كه تازه وارد عرصه اى مى شود تجربه زيادى در عرصه فيلمسازى ندارد و بايد مانند هر كارگردان ديگر زمان زيادى را طى كند تا فوت و فن هاى اين حرفه را به خوبى بياموزد  ولی  سئوالی که اینجا پیش می آید این موضوع است، اگر فرد ديگرى فیلمی با این مضمون می ساخت چه برخوردی با او می شد ؟ و بعد از  ساخت آیا با این  استقبال مواجه می شد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 10:47  توسط دولت آبادی  |